گزارشی از« زندان ابو علی سینا»

در این قسمت به پای ‌صحبتهای صاحب این خانه می نشینیم:))اینجا دو هزار و پانصد سال پیشینه دارد و هزار سال پیش این روستا بردگان نام داشت و بعد از گذشت چندین سال به زندان گنج تغییرنام داد در این زمان بود که ابن سینا را به این روستا آوردند و در او را ، زندانی کردند و این زندان مخصوص برده ها بوده است .

 ابن سینا در مدت بازداشت در این زندان از چهار هزار پیامبر و از هر پیامبر نیز چهار هزار حدیث نقل کرده است که جمع این احادیث در ١۶ جلد تهیه شده بود و بعد از مدتی در زمان نفوذ عراق به این منطقه هشت جلد از این کتابها به سرقت برده شد و هشت جلد دیگر از آنها باقی مانده است .در اینجا آتشکده ای نیز وجود داشته که متشکل از چهار سالن و در وسط این سالنها آتشکده ای مخصوص وجود داشته که همواره روشن بوده و از این جا آتش مقدس را به سایر نقاط می برده اند و پس از مدتی بر اثر سیل، این آتشکده زیر گل و لای مدفون می شود .  البته لازم به ذکر است که ابن سینا در آثار و کتب خود نام این روستا یعنی فـَردقان را ذکر کرده است و این آتشکده یکی ازسه آتشکده بزرگ و مطرح در بین زرتشتیان ایران بوده است همچنین جاده ابریشم از این منطقه عبور می کرده است ؛با توجه به این مسائل تاکنون این منطقه  مورد بی مهری مسئولین قرار گرفته است و جایی که قابلیت تبدیل شدن به یک قطب گردشگری و توریستی داشته به یک روستای دور افتاده تبدیل شده که هیچ گونه نام و نشانی از آن به گوش نمی رسد .

 البته این مسئله نیز قابل ذکر است که مهندسان بسیاری نیز از این آتشکده بازدید کرده اند مانند مهندس پاشا ، مهندس حسینی ، مهندس شیرازی و ... . همچنین از صداو سیما چندین بار،برای تهیه گزارش آمده اند . خواهش من از مسئولین محترم استان، خصوصاً سازمان میراث فرهنگی و گردشگری  این است که بیشتر به این منطقه توجه داشته باشند.)) 

/ 1 نظر / 13 بازدید
نوید مرادی

با سلام متاسفانه سالیان درازی ست به دلیل مشغله زیاد از دیدن خاک آبا و اجدایم محروم شده ام .اما اینک به طور کاملا اتفاقی به این مدخل دست یافتم که مرا هم خوشحال کرد و هم غمگین . نوستالژی دورانی که تنهاچند تصویر و هر از گاهی نامی و یادی از آن برایم باقی مانده ،تصویر مدرسه باهنر،مدرسه شهید رجایی ونام محمد علی هاشمی ،عبدالله قسمتی،حمید و شکرالله شهبازی و بوی گل های محمدی که در گوشه ای از حیاط مدرسه همیشه خود نمایی می کردند و هرسال بهار انتظار شکوفه کردن و گل دادنشان هر زنگ تفریح ها مرابه سوی خو می کشاندند و....واما این سالها دیدن هربار گل محمدی مرا به دوران گذشته می برد و... همه ما نسبت به این اب وخاک مدیونیم و من به امید روزی هستم که بتوانم دینم را به خاکم بجا آورده و تاریخ کهن این سرزمین را درقالب فیلمی مستند با افتخار به تمام ایرانیان عرضه بدارم . به امید فرارسیدن آن روز ومهیا گشتن ملزومات آن. با تشکر نوید مرادی